![]() |
![]() |
|
| اشک آن نیست که ازدیده گریان بچکد ... اشک آن است که ازقلب پریشان بچکد |
|
سلام امیدوارم که حالتون خوب باشه. خوب اول بگم که از همتون
معذرت میخوام واسه اینکه خیلی دیر اومدم و آپ کردم. این آپ واسه تشکرکردن ازشما عزیزانی هستش که تو این مدت به من لطف کردین و من رو تنها نذاشتین. خیلی خیلی ممنون. اول از همه من باید از یه نفر تشکر کنم که واقعا بودنم رو مدیون اونم اونی که خیلی دوسش دارم ولی الان نمی دونم کجاست یا چیکار میکنه اسمش رو نمیارم شاید دوست نداشته باشه. بعد میریم سراق آبجی های گلم که یکی یکیشون رو خیلی دوست دارم.
دارن اول بهترین دوست وهمدم تنهاییهام بلال جان واقعا ازش ممنونم. بعد از اینا هم از دو دوست خوب که واقعا نوشته هاشون واسه من خوندنیه باران جان و جوجوجان و دو دوست دیگه که ناشناسن دوتارضا تشکر میکم امیدوارم اگه اسمی جا مونده من رو ببخشید. از تمامی شما دوستان تشکر میکنم که واقعا به من لطف دارین امیدوارم یه روز بتونم محبتهای شما رو جبران کنم همتون رو دوست دارم. موفق باشید. راستی یکی دیگه هم الان یادم اومد .ازش معذرت میخوام خیلی دختر خوبیه نوشین جانو سمیراجون خوب دیگه ... خداحافظ |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه 29 فروردین1385ساعت 22:10 توسط نا امید |
|
|
بازگشت همه به سوی اوست ...
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ ـــــــــــــــــــــــــــــــــ سلام .. امیدوارم که حالتون خوب باشه. پدربزرگ من خانواده اش را تنها گذاشت خوب شاید خواست خدا این بوده. من اصلا به درگاه خدا شکایت نمی کنم چون میدونم خدا خودش اینجوری میخواسته وخدا حتما به نفع ما تصمیم گرفته از تمام دوستانی که تو این یک هفته به من دلداری دادن و واسه بهبودی پدر بزرگم دعا کردن تشکر می کنم انشاالله در یک وقت مناسب از تمامی شما تشکر می کنم. واسه شادی اون از دست رفته یه حمد و سوره بخونید. |
|
+ نوشته شده در
جمعه 11 فروردین1385ساعت 18:36 توسط نا امید |
|
|
سلام به همه دوستان امیدوارم که حالتون خوب باشه. بچه ها دیشب واسه یکی از اقوام ما اتفاق ناگواری افتاد. حتما میدونید که من پدر ندارم. اون مردی که من دارم در موردش مینویسم پدربزرگ منه. اون به جای پدرمن بود. الان رو تخت بیمارستان خوابیده . من از همه شما خواهش میکنم اگر واستون امکان داره واسه اون دعا کنید. من تا بهبودی پدر بزرگم دیگه نمیام که آپ کنم بعداز خدا امیدم به دعاهای شما عزیزان هست. موفق باشید.
*به گورستان گذرکردم صباهی شنیدم ناله وافغان و آهی شنیدم کله ای باخاک می گفت که این دنیا نمی ارزد به کاهی* ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ یا علی گفتی که درمانی به فریادم برس یا علی درمانده ام اکنون به فریادم برس |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه 3 فروردین1385ساعت 17:56 توسط نا امید |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
دنیا مثل پاییزه ... هم غم انگیزه .. هم قشنگه
|
| نوشته های پیشین |
|
اردیبهشت 1386 فروردین 1386 مهر 1385 شهریور 1385 مرداد 1385 تیر 1385 خرداد 1385 اردیبهشت 1385 فروردین 1385 اسفند 1384 بهمن 1384 دی 1384 |
|
RSS
|