![]() |
![]() |
|
| اشک آن نیست که ازدیده گریان بچکد ... اشک آن است که ازقلب پریشان بچکد |
|
به نام تاروتنپورودف ونی به نام عاشقان لا ابالی به نام همنشینان خیالی به نام دستهای جام بردار به نام عاشقان رفته بردار به نام مجلس بزم شبانه به نام سرور این آشیانه خوشا بانام مولا باده خوردن چودرویشان عاشق جان سپردن خوشارقصان درآیم من زکویش ببوسم دست ورخسارنکویش به حق باده نوشان می حلال است به مستی افتخاری بی زبال است به دور اولم ساقی ولی بود ولی دیدم که ذکرش یا علی بود
سلام .. حالتون خوبه ؟ امروزتولد ۱سالگی این وبلاگه ۱سال گذشت خیلی زود گذشت همین دیروز بود که این وبلاگ رو راه اندازی کردم خلاصه تولدش مبارک ...............................
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 31 خرداد1385ساعت 13:54 توسط نا امید |
|
|
گفتمش بی تو چه میباید کرد ؟ عکس رخساره ی ماهش را داد
گفتمش همدم شبهایم کو ؟ تاری اززلف سیاهش راداد
وقت رفتن همه رومیبوسید به من ازدور نگاهش راداد
یادگاری به همه داد و به من... انتظار سرراهش را داد
هرکه رادادم به عزت جای بربالای چشم
عاقبت مانند ابروتیغ بررویم کشید
اشک چشمی راکه پروردم به صدخون جگر
عاقبت بی آبرویی کردو بررویم چکید بندی که گسست میتوان بست ( اما گره ای درمیان هست. ) |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 24 خرداد1385ساعت 19:33 توسط نا امید |
|
|
هیچ کی تو رودوست نداره ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ توباصدتادروغ اومدی اینجا گفتی غصه رو میدزدی ازما
گفتی ازستاره خونه میسازی گفتی به سیاهی دل نمیبازی
این دل دیوونه باورت کرد بعدزیرپای ماروخالی کردی
بادروغاتوبا نازوعدات کلک وبه دل ما خونه کردی
توپرکلک من ساده ی ساده هیچ کی تو رو دوست نداره
من رک وراستم توپرافاده هیچ کی تورودوست نداره
لبات میگن نه چشمات میگن آره فکرحقه ای بازهم دوباره
هیچ کی تو رودوست نداره
بسه دیگه نمون اینجا برو برو برو برو برو
پانذاررو دل ما برو برو برو برو برو
تودروغ میگی بازم برو برو برو برو برو
دیگه دل نمیبازم برو برو برو برو برو
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه 22 خرداد1385ساعت 13:36 توسط نا امید |
|
|
رفیقان یک به یک رفتند مرا با خودرها کردند ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ خداکنه که حسرت خوشی به قلبت بمونه یه بی وفا مثل خودت ریشه هاتوبخشکونه یکی باشه که هرنفس آتیش به جونت بزنه بهت خیانت بکونه زخم زبونت بزنه کاشکی اونم بدونه که خوبی بهت نیومده این همه خوبی آخرش چی به سرمن اومده حالاکه میری یه نظر پشت سرت رو هم ببین ببین که تنهانمیشم تنها توباختی نازنین همین قدم که خواستمت ازسرت هم زیادیه فکرنکنی توقلب من یه لحظه ازتویادیه خیال نکن به یادتم بدون که مردی تو دلم خودت میدونی جای عشق نفرت وکاشتی تو دلم پشت سرت هرجابری نفرین من به راهته به اون دل دربه درت به اون چشم ساهته آهای رفیق نیمه راه آی توکه تنها میمیری فقط یه نفرین میکنم تواوج غربت بمیری الهی هرکی که رسید پاروی قلبت بذاره هرچی که با من میکنی یه روزبه روزت بیاره
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه 18 خرداد1385ساعت 13:5 توسط نا امید |
|
|
آره بذاربره
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
سلام . هیچ موقع فکرنمیکردم اینجوری بشه. آخه من ازاینجورآدما بدم میاد . به خودش هم گفته بودم. خودش میدونه که من اگرچیزی به کسی یاد بدم بعداون چیزا رو برضد خودم به کارببره خیلی بدم میاد واسه همین هم یه روزتلافی میکنم. نباید این کارا رومیکرد..........نباید.......... . <<<<<<<<<<<<<< ازتوبایدمیگذشتم ولی افسوس نتونستم توعروسک بودی ومن آخرقصه دونستم تووجود خالی تو جزدروغ هیچی ندیدم کاش میشود به این حقیقت بیش ازاینها میرسیدم سوختمو،سوختموساختم هرچی داشتم به پات باختم کاش توروازروزاول مثل امروزمیشناختم آخه عشق یعنی شکستن عاشقانه سرسپردن دل سپردن به سراب درسکوت دیربودن یه روزی یه روزگاری حرف بین مانگاه بود عشق ونقاشی میکردیم نقش ماخورشیدوماه بود بعدازاون واژه نوشتیم جمله مون ستاره چین بود مثل دریا آبی بودیم معنی زندگی این بود
زیادی خوبی کردم رفتی نموندی با ما آخرخط رسیده دوسم نداری حالا بارقیبم نشستی گفتی همین که هستی رفتی وبی تفاوت دل منو شکستی
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه 15 خرداد1385ساعت 22:41 توسط نا امید |
|
|
ای خداکاش آشناییها نبود یا به دونبالش جداییها نبود ____________________________________________________________________________________________ ___________________
تواگه رفتی هرکجا من همه حرفایادمه دل اگه کم داره تو رو غصه ی توزیادمه یادت میاد که بی صدا توباچشمات حرف میزدی گناه من نگاه تو چی شد شدی به این بدی ؟ با من نبودی شناختمت شناختمت عاشق نبودی شناختمت شناختمت یکی یکی گلها رو شکستی رفتی بی من گذشتی از شب وروز به شوروشوق رفتن ببین چه خوابی دیدی چه قصه ای شنیدی که خوب منوندیدی توموقع شکستن با من نبودی عاشق نبودی شناختمت
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه 14 خرداد1385ساعت 1:50 توسط نا امید |
|
|
امروزبه قصه دل من گوش میکنی فردا مراچو قصه فراموش میکنی _______________________________________________________________________________________________________________________ ______________________
حال دنیاروچوپرسیدم من ازفرزانه ای گفت : یا باد است ، یا خواب است ، یا افسانه ای.گفتم آنها را چه گویی که دل براونهند ؟ گفت : یا مستند ، یا کورند ، یا دیوانه ای .گفتم ازاحوال عمرم گوکه بازهم عمرچیست ؟ گفت : یا برق است ، یاشمع است ، یاپروانه ای .<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<< OoO>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>
محبت را باتوقسمت کرده بودم رفاقت رارعایت کرده بودم تورفتی ازبرم اما من ای دوست به چشمان تو عادت کرده بودم
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه 11 خرداد1385ساعت 16:37 توسط نا امید |
|
|
آخه دل من دل ساده من ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ ــــــــــــــــــــ
توی آینه خودتو ببین چه زود زود توی جوونی غصه اومد سراغت پیرت کنه نذارکه تواوج جوونی غبارغم بشینه رودلت یهوپیروزمین گیرت کنه منتظرش نباش دیگه اون تنها نیست تاآخر عمرت اگه تنها باشی اون نمیاد خودش میگفت یه روزی میزاره میره خودش میگفت یه روزخاطرهات رو میبره از یاد آخه دل من دل ساده من تا کی میخوای خیره بمونی به عکس روی دیوار آخه دل من دل دیوونه من دیدی اونم تنهات گذاشت بعد یه عمرآزگار دیدی اونم رفت اونم تنهات گذاشت رفت تو موندی و بی کسی ویه عمرخاطره پیش روت دیگه نمیاد دیگه پیشت نمیاد از اون چی موند برات جزیه قاب عکس روبروت
آخه دل من دل دیوونه من تا کی میخوای بشینی به پاش بسوزی تا کی میخوای بشینی چشم به دربدوزی درپی پیدا کردن کسی برو که فقط واسه خودت بخوادتورو
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه 9 خرداد1385ساعت 16:11 توسط نا امید |
|
بنویس از سرخط
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ ـــــــــــــــــــــــــــ
بنویس از سرخط بنویس که دلت دیگه به یاداون نیست بنویس که بدونه وقتی نباشه قلبت ازغصه خون نیست اون که گذاشت و رفت یه روزسرش به سنگ میخوره بر میگرده دیگه صداش نکن بذارخودش بیاد دونبالت بگرده دیگه گریه نکن آخه اشک توباعث شادی اونه دیگه به پاش نسوز آخه اون واسه تو دیگه دل نمی سوزونه اگه می خواست می موند حالا که رفت و غصه اش رفته زیادم اگه پیشم می موند میدیدجزاون به هیچ کی دل نمیدادم |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 3 خرداد1385ساعت 23:17 توسط نا امید |
|
|
آخه چه جور دلت اومد... آخه مگه حرفی زدم زخم زبونی من زدم آره همش بهونه بود مسئله یاردیگه بود دلت هوایی شده بود کارم از کار گذشته بود برو با یارت عزیزم رها کن این تن من رو الهی صدساله بشه عشق قشنگت عزیزم اما یه قول بهم بده یارتو تنها نذاری که مثل من اسیر بشه آواره از خونه بشه منم یه قول بهت میدم یه روزفراموشت کنم قلبم رو سنگیش بکنم عشقت رو خاکستر کنم اگه یه روز خواستی گلم کسی رو نفرینش کنی بگو که مثل من بشه زجر جدائی بکشه
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه 2 خرداد1385ساعت 17:8 توسط نا امید |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
دنیا مثل پاییزه ... هم غم انگیزه .. هم قشنگه
|
| نوشته های پیشین |
|
اردیبهشت 1386 فروردین 1386 مهر 1385 شهریور 1385 مرداد 1385 تیر 1385 خرداد 1385 اردیبهشت 1385 فروردین 1385 اسفند 1384 بهمن 1384 دی 1384 |
|
RSS
|